سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
< /> تیر 90 - قاصدک های سوخته
 
قاصدک های سوخته
یکشنبه 26 تیر 90 :: 7:13 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

فرو بردن هر چه بیشتر مردم در غفلت...

پ.ن: فعلا خون دل میخوریم ..




,

چهارشنبه 22 تیر 90 :: 5:34 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

خسته از استکبارِ فرعونِ درون،
پناه برده ام به حریم بانو .
سر را تکیه داده ام به دیوار حرم
ودم گرفته ام که : ربِّ اِنّی لِما انزَلتَ اِلیَّ مِن خَیرٍ فَقیر..*

پ.ن: آیا شعیبی هست که این روح ِ خسته را بپروراند؟..


*
سوره مبارکه قصص آیه 24




,

دوشنبه 20 تیر 90 :: 5:3 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

روی درب مرکز بهداشت نوشته: " کمی فرزند یکی از دو عامل خوشبختی است.     امام علی(ع) "
دیگه بنده خدا فکرش نرسیده که خود حضرت که این رو فرمودن
فقط از حضرت زهرا(سلام الله علیها) پنج تا فرزند داشتند.
 
اصل نوشت: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:
فرزندانتان را زیاد کنید که من فردا، با فراوانی شما بر دیگر امت ها افتخار میکنم..*

* الکافی ج 6 ص 2 حدیث 3





,

شنبه 18 تیر 90 :: 7:1 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا ... اماناتکم.. 1
انا عرضنا الامانة علی السماوات والارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها وحملها الانسان...2


1سوره انفال آیه 27
2 سوره احزاب آیه 73




,

شنبه 18 تیر 90 :: 6:15 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

می گوید:
هر چیز را از خدا بخواهید؛
حتّى بند کفش را،
حتّى کوچک‌ترین اشیا را
و حتّى قوت روزانه‌ى خود را.
بگذارید این منِ دروغینِ عظمت یافته در سینه‌ى ما- که مى‌گوییم «من» و خیال مى‌کنیم مجمع نیروها ما هستیم- بشکند.
این «من» انسان‌ها را بیچاره مى‌کند...


 آقا /خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/11/1373




,

سه شنبه 14 تیر 90 :: 2:39 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

دانشکده پیامک زده که:
زائرِ گرامی عتبات عالیات
لطفا گذرنامه خود را تا تاریخ ...

دلم  می ایستد روی خط اولش:
"زائر گرامی عتبات عالیات"
خدایا
یعنی باور کنم؟..

سوم شعبان المبارک. میلاد حضرت سید الشهداء(علیه السلام) که جانم فدایش




,

سه شنبه 14 تیر 90 :: 2:23 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

ازم امتحانهای سخت نگیر
دلم نمیخواد جلوی تو آبروم بره
میخوام دوسم داشته باشی...




,

سه شنبه 14 تیر 90 :: 2:22 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

یادت هست آن روز را ؟
با اینکه ده سال میگذرد، اما من خوب یادم هست.
آن روز را که با هم روی جدول های دانشکده فنی نشسته بودیم
و من داشتم فرم ثبت نام را پر میکردم.
به شغل پدر که رسیدم پرسشگرانه نگاهت کردم و گفتم:
چی بنویسم؟ پاسدار ؟
و تو نگاهم کردی و گفتی:
بنویس : "پاسدار ِ انقلابِ اسلامی"


نمیدانی چقدر به خودم میبالم که چنین پدری دارم...




,

یکشنبه 12 تیر 90 :: 1:58 صبح ::  توسط : قاصدک های سوخته

ذکر مسبحات چهار گانه عوض روزه هایی که نتوانستم بگیرم..
ذکر گاه و بیگاه استغفرالله و اسئله التوبه
ذکر هزار بار لااله الا الله
صدبار خواندن سوره توحید
دعای یا من ارجوه بعد نماز
خاب الوافدون..
اللهم انی اسئلک صبر الشاکرین لک..


محبوب من!
آیا همین قلیل بود بهره من از سفره رحمتی که گسترده بودی؟...

پ.ن: یا من یعطی الکثیر بالقلیل...




,

یکشنبه 12 تیر 90 :: 1:51 صبح ::  توسط : قاصدک های سوخته

چیزی گلویم را میسوزاند
بی خبر* رفتی
ماه ِ خدایی ام..


پ ن: آیا دگر بار تو را درک خواهم کرد؟
* همیشه فراموش میکنم که ماه رجب، بیست و نه روزه است..
** پارسال این موقع ، اینجا




,

1   2   >