سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
< /> بهمن 89 - قاصدک های سوخته
 
قاصدک های سوخته
چهارشنبه 27 بهمن 89 :: 3:43 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

ما فات مضی و ما سیأتیک فأین          قـُم فاغتنم الفرصة بین العدمین


پ.ن: از 7 سال پیش که این را توی یک برگه ای که جلوی رویت بود با خط ریز نسخ نوشتی، نگهش داشته ام.
بریدم و چسباندمش روی کمد.دوستش دارم. این جور جمله ها همیشه باید جلوی چشم آدم باشند.




,

دوشنبه 25 بهمن 89 :: 9:6 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

دلم میخواهد جوری زندگی کنم که
وقتی اولین تارهای سپید موهایم را دیدم
بروم یک گوشه ای
زیارت آل یاسین بخوانم
یک دل سیر گریه کنم
و بگویم:


ما هم شدیم پیر ِ تو یا صاحب الزمان...




,

یکشنبه 17 بهمن 89 :: 11:48 صبح ::  توسط : قاصدک های سوخته

همه‌ى شما برادران عزیز و خواهران عزیز و نمازگزاران گرامى و خودم را توصیه میکنم به رعایت تقواى الهى...
خداى متعال به پیغمبر خود هم میفرماید: «یا ایّها النّبىّ اتّق اللَّه».
تقوا، لزوم تقوا، رعایت تقوا، مخاطبش حتّى وجود مقدس پیغمبر است.
خدا را در نظر داشته باشیم؛
مراقب اعمال خود، رفتار خود، گفتار خود، حتّى افکار و تصورات خود باشیم؛
این معناى تقواست.
اگر این حاصل شد، همه‌ى راه‌هاى بسته گشوده خواهد شد ...(+)

پ.ن: حتی افکار و تصورات خود...




,

دوشنبه 11 بهمن 89 :: 12:42 صبح ::  توسط : قاصدک های سوخته

این همه گذشت و من ندانستم
که چشمان تو
کنایه از آبی ِ آرام دریاست
یا وسعتِ بی پایانِ دشت
خوب من!
تولدت مبارک...




,

دوشنبه 4 بهمن 89 :: 8:59 عصر ::  توسط : قاصدک های سوخته

تک تک ثانیه های ملاقات با بابابزرگ در بیمارستان
با آن چشمان گود افتاده کبود، انگشت های بخیه خورده،
دندان های شکسته، پای گچ گرفته، پیکر نحیف
و آن لبخند بی رمق
همه اش فریاد این آیتت بود به من:

یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم*


*انفطار/6




,